جایگاه بازار و بازاری در جامعه

جایگاه بازار و بازاری در جامعه

 

 

بنام خدا

 

مختصری از جایگاه بازار و بازاری در جامعه

 

الف - برخی ازشرایط ورود به جامعه کسب و کار

1 - سرمایه گذاری هنگفت در تهیه محل کسب (سرمایه ثابت).

 

2 - سرمایه گذاری هنگفت در راه اندازی محل کسب

(سرمایه در گردش)

 

3 - داشتن تخصص و تجربه در امور کسبی مربوطه

 

4 - داشتن تخصص و یا تجربه و سلیقه مغازه ارایی

 

5 - داشتن حسن خلق و روابط عمومی بالا در جذب و

حفظ مشتری (مشتری مداری)

 

6 - داشتن تخصص و یا تجربه و یا سلیقه در تهیه اجناس به

سلیقه مشتری

 

7 - داشتن تخصص و یا تجربه حسلبداری علمی یا تجربی در

جلوگیری از ضرر و زیان

 

8 – داشتن استعداد تشخیص بموقع مد روز هماهنگ با سلیقه

مشتری برای جلوگیری از بنجول و ضایع شدن اجناس

 

9 - داشتن تحمل و ایستادگی دور ماندن از خانواده ( چون فقط

برای صرف غذا و خواب باید در کنارشان باشد)

 

10- داشتن تحمل دو شیفت کار مفید در طول سال (بعضا روزهای

تعطیل رسمی نیز مغازه ها را باز میکنند, یعنی در مقابل 250 روز

در سال (با کسر تعطیلات و مرخصیهای استحقاقی و استحلاجی )

کارمندانی که در شیفت کاری خود بعضا 2 ساعت

کارمفید نیز انجام نمیدهند .

 

و به زبانی دیگر , : یکسال کاری بازار مساویست با سه الی

چهار سال یک کارمند .

 

11 - داشتن تاب و تحمل نسیه و شرایطی دادن و داشتن عمر نوح

و صبر ایوب (ص) در وصول احتمالی ان

 

۱۲ - داشتن تاب و تحمل یک عمر ، قبل از اینکه مردم از خونشون

بیان بیرون ،بیان و مغازه را باز کنند . و تا وقتیکه مردم به خونه ها

شون نرفتن ، به خونه نرن

 

 

توضیح مهم :

 

الف – داشتنن هرکدام از دوازده مورد مذکور یک امتیاز بحساب امده

که باید برای هرکدام از انان (همچون یک کارمند) ارزش ریالی جداگانه
ای در نظر
گرفته و به درامد ماهیانه مغازه دار افزوده شود

 

ب - ضعف داشتن در هر کدام از دوازده مورد مذکور مساوی خواهد

بود با ورشکستگی و یا پیشرفت لاکپشتی و یا اینکه از تمام

توانمندی فردی استفاده کرده تا یک زندگی بخور و نمیری برای

خانواده دست و پا کردن است

 

و در مقابل :

 

نداشتن مرخصی , یعنی در صورت بستن مغازه , از دست دان روزی

انروز نداشتن حق مریض شدن . چون موجب تعطیلی محل کسب خواهد شد

 

--نداشتن امنیت اقتصادی در بالا و پایین شدن قیمتها

 

--نداشتن انواع بیمه

 

--نداشتن مزایا و حقوق بازنشستگی . یعنی که نا نفس

بالا و پایین میرود باید مغازه را باز نگه داشت .

 

-- مجرم در افکار عمومی بعلت بالا رفتن قیمتها که به انها باورانده

و القاء شده که کسبه خون انان را در شیشه کرده اند

 

--مجرم و کذاب در نظر ممیزان مالیاتی در کتمان واقعی

 

--درامد و پرداخت مالیات سالیانه مشاقل

 

 

نکته مهم :

 

ومهمتر از همه اینکه , فرزند خلف خانواده بودن انان است که نه

تنها باری بر دوش پدر خانواده (دولت) نگذاشته(در تامین اتیه انان)

بلکه با سعی و تلاش و کوشش جانی و مالی , در کنار خدمت به

خود ,

قبل از مردم به بازار می ایند و تا وقتیکه مردم به خانه هایشان نرفتند

به خانه نمیروند و همچنان به شهروندان خدمات میرسانند و با پرداخت انواع عوارض و مالیات به پدر خانواده(دولت) نیز یاری میرساند

 

(خدا از این بچه های اهل به ادم بده هزار هزار )

 

حال ، ضمن در نظر گرفتن موارد مذکور , باید توجه داشت که همه

موسسات و دوایر دولتی و شهروندان به نوعی مرهون وجود بازار و

بازاریانند .

زیرا تنها عامل تجمع و عمران و ابادانی(بعد از اب) جذب و رونق و

مهاجرت و اسکان بومیان و گردشگران , وجود بازاری کارامد است .

 

یعنی اگر یکروز بازاریان تصمیم به نقل و انتقال بازارشان به چند

کیلومتر انطرفتررا بگیرند , تمام موسسات و دوایر شهری (مخصوصا

بانکها که با سرمایه شهروندان و کسبه ارباب میشوند و انرا چماقی

میکنند و بسر همین مردم (اه که داماد شدن با پول دیگران برای

عده ای چقدر لذت بخش است)

باید در اداراتشونو تخته کرده و گل بگیرند .

 

مثل ایام تعطیلی که مغازه ها تعطیلند ،

انگار خاک مرده در شهر ریخته باشند، شهر سوتو کوره . و اگر احیانا

این تعطیلی چند روز ادامه ژیدا کنه ، مردم افسردگی میگیرند .

 

ب –چگونگی برخورد دوایر و موسسات دولتی و نیمه دولتی و ....

با بازاریان

 

اگر باور کنیم و کنند که :

 

بازار یعنی مکانی برای تامین مایحتاج ضروری و غیر ضروری زندگی .

 

بازار یعنی جاییست که همه نیازهای روح و جسم را در محیط

خانواده تامین و تغذیه میکند .

 

بازار یعنی , مکانیست که در تنظیم عرضه و تقاضای مایحتاج مردم

نقشی اساسی (در تولید و تامین و توذیع ) بازی میکند.

 

بازار یعنی ابرو و اعتبار شهر و شهروندان و مسئولان شهری

 

بازار و بازاری یعنی الگوها و اشاعه دهنده اداب و فرهنگ و

معاشرت اجتماعی

 

و بازار یعنی نشان دهنده و هدایت و معرفی کننده فرهنگ بومی و

اجتماعی

 

بازار یعنی جذب و به گردش در اورنده سرمایه های سرگردان و راکد

 

و بازار یعنی ایجاد اشتغال برای جوانان از همه جا مانده و رانده امروزی

 

و بازار یعنی هضم تولید و تشویق تولید کننده

 

بازار یعنی مکانی برای هدایت و پیشرفت و بقای فرزندان خلف

خانواده (یعنی دولت) که بدون هیچ هزینه و و تلاش پدر خانواده

(دولت) , نه تنها باری بردوشش نمیگذارد , بلکه با یاری رساندن

(پرداخت انواع مالیات) به ان , باری نیز از دوشش بر میدارد .

 

((خدا از این فرزندان نون در ار و نون بده به ادم بده هزار

هزار )

 

و بازار و بازاری یعنی چشم و چراغ و اعتبار شهر و مسئولان شهری

و و و و

 

ایا اینچنین بی مهریها و کم توجهی ها و تهمتهای ظالمانه و بی و یا

کم اعتباریها و فشارها و محدودیتها و تحمیلها و غیره از طرف همه

نهادهای مرتبط , بر انها رواست ؟؟؟؟؟؟

 

ج – هدف از یاد اوری و بیان مطالب مذکور ,

 

مقصود از بیان جایگاه بازار و بازاری در این بخش ,

 

قانون مالیات بر ارزش افزوده است .

همان قانون نا میمونی(نامیمونی ان بعلت اماده نبودن بستر ناشی

از تحریمها و بی ثباتی افتصادی و پایین بودن درامد و قدرت خرید ملت

که همه فشارهای هزینه و فضل و بخشش های قیم مآبانه دولت را

مستقیما با 5 درصد افزایش بر کالاهای مصرفی فراوری شده

که به ملت تحمیل کرده است . مضافا اینکه تا پایان برنامه سوم

توسعه , به 8 درصد نیز خواهد رسید و اگر این بخش از درامد زیر

دندونهای دولت مزه کنه , احتمال افزایشان در برنامه های توسعه

اتی نیز دور از ذهن نخواهد بود .

 

و این یعنی افزایش هزینه ها بر درامد ملت

هرچند که اجرای این قانون یکی از بهترین و راحت و کارامدترین

روش تامین بودجه دولت است و هم اکنوندر 120 کشور جهان در

حال اجراست , ولیکن اجرایی شدن ان با این بستر نابسامان ,

دقدقه ذائدالوصفی برای مودیان گشته است که در فرصتی دیگر

مختصرا بدان اشاره خواهد شد.

یا دولت باید به این اقشار ظلمی اشکار روا داشته و به انها زور بگوید و در وصول مالیات از ملت از انها بیگاری بکشد

ادامه در  پست بعدی

/ 0 نظر / 22 بازدید