دل نوشته , طوفان غم

طوفان غم

دل نوشته ای که

 

از ۴۵ سال به بالاها بخوانند.

اوقاتی در زندگی برای ادم پیش میاد که دیگه کسی به حرفت گوش

نمیده یا حرفامون براشون تکراری شده.

انوقته که ادم نمیدونه درد دلشو باید به کی بگه !!!؟؟؟

 

 

در دلم طوفان غم برپاست امشب

پر تلاتم , پر خروش در سینه ام امشب

همچو طوفان یمانها می خروشد

میخوردامواج بر دیواره ها , امها شد امشب

موجهای غول پیکر , سهمگین

بر کران ماسه ای غلطانست امشب

 

ماسه های تشنه ار اب , هرچه من می کوبم بر او

برایش بی اثر , سیراب است امشب

هر چه امواجم بزرگتر , سخره ها ثابت و من غلطا نم امشب

ماسه ها و سخره ها پیروز , و من مغلوبم امشب

 

ان شبو دیشب و شبهای دگر

امشبم همچون شبای دیگر است امشب

شب چو شبهای دگر این چشم من بیدارست هرشب

ساعت از نیمه گذشته , چشم من بیدار است امشب

 

هرچه فریادم بلندتر , دیگران کر تر شدند امشب

گر که لالیم , دیگران لب خوان نیند امشب

بی اثر فریادمان بر دیگران

ان کسان با هنگ خود رقصانند امشب

 

باز دلم غم دارد امشب ،، غم به غم , غم در غمو , غمگینم امشب

نه به هر کس , بر کسم غمگینم امشب

حرف من , داد من , فریاد من باز پوچ است امشب

امشبم همچون شبای دیگرست امشب

 

نبودم یک دم از خود , در جواب حرفی زدم

حرف من چون بمبی یا نارنجکی , ترکید امشب

چی کنیم و چی بگیم , بردیگران خوش اید امشب //

سوزنی بر من حواله , حرف من فریاد شد امشب

سوزنو هیچکس ندید . داد من پیدا شد امشب

 

هرچه فریادم بلندتر , دیگران با داد خود گم کرده اند فریاد من
امشب

 

شد خفه فریاد من از درد امشب

پس چرا نیست دکتری بهر مداوای مرض امشب

پس چرا گوشی بدهکار نیست به حرفهایم ؟

پس چرا گویند فریادم تظاهر , درد من هم ظاهریست امشب؟

پس چطور شد که همه عاقل و من دیوانه و نادانم امشب

پس چرا هرکس بهر طوری بخواهد , گپ زند امشب

پس چرا خود را بحق , ناحقم امشب؟

ما چقدر پس مانده ایم و دیگران پیشتازن امشب

 

اول راهند همه ان راهی که ما رفته ایم

او هنوز گندم ندیده , ماعلک اویخته ایم امشب

ما که کاشتیمو درو کردیمو انان در نشایش مانده اند

ما که خود نان پخته ایمو ان کسان هم خورده اند امشب

ما که بارها پر بریختیمو کسانم تا هنوز پرواز نمیدانند

پس چه شد , خود پخته و ما خامیم امشب؟

پس چرا خود را ز نسل روز , و ما واپس شدیم امشب؟

پس چرا و از چه راه و در چه راهها این چرا چاره کنیم امشب؟

 

ان یکی گوید طرف دیوانه شد امشب

یکی گوید که این عادت بود هر شب

...... , ان یار دیرینم ز من سیر است امشب

هرچه دارد در دل خود , بر زبان جاریست امشب

او مدافع همه , دشمن شدم امشب

نصار روح و جسمم , که طرف دیوانه شد امشب

(( من شدم دیوانه و احمق به حرف امشب))

 

همه دورو بریهایم شدند دکتر , منم بیمارشان امشب

ندارنم چاره ای جز بستن دهانم امشب

اه : چه گویم , بر که گویم . همه چیز برماست امشب

عاقبت با چشمو دست بسته شدیم بیمارشان امشب

(( عاقبت هر کس دوائی معرفی و نسخه ای پیچیده امشب))

 

(( اه و اه و , یکصد افسوس و هزار افسوس , نمیدانم شدم دیوانه یا که دیگران احمق
شدن امشب))

 

چطور شد مبتدی در این کلاس استاد است امشب ؟

این رهه نا رفته را اگاهند هرشب؟

درس هیچ نا خوانده را استادن هرشب؟

درس ما هر بار غلط , تصحیح گرند امشب

 

خدایا : پس چه شد اموخته هایم شد خطا امشب

شدم دیوانه و احمق به حرف ناکسان امشب

شدم احمق و یک دیوانه دیوانگان امشب

 

ابیات مذکور از چرند و پرند نویسنده است وکلیه حقوق ان محفوظ و استفاده از
ان فقط با نام سراینده مجاز است

((((نمیدانم چرا گردیده قلبم بیقرار امشب

اجل گویا شده هر لحظه بهرم انتظار امشب

الا ای یار دیرینم ,چرا هستی فکار امشب

تو حق داری بنالی از برایم زاز زار امشب))))

 

/ 0 نظر / 39 بازدید