تصویری در ایینه (خانواده)

 

تصویری در ایینه

 

 

با دیدگاهی به اینده اخلاقی و اجتماعی ایران

 

تصویری در ایینه

 

بخش اول

 

کاش چشممان به این ایینه نیفتد و یا نمی افتاد !

 

چون انقدر , نه تنها مایوس کننده , بلکه با عقاید و نظریه و باورهای

دهه 30 و 40و بعضا50 (انانیکه جوانانشان میباست پا به عرصه

اجتماعی گذاشته باشند ولی از فرط بیکاری تمام وقت خود را در پای

رفیق بازی و اینترنت و کامپیوتر میگذرونند) , در حد انفجار کانون امن

خانوادگی و اجتماعیست.

 

و بهتر است که چشم از ایینه برداریم و به اطرافمان بنگریم .خواهیم

دید که  جریانی افسار گسیخته به راه افتاده و هیچ چیزی جلودارش

نیست و اگر سدی در جلوی ان احداث شود , در پشت ان جمع شده

و روزی نه چندان دور , در حد نابودی , همچو سیلابی همه جا و همه

کسان را باخود برده و یا همراه میکند .

 

روزیکه انتظارش زیاد دور نیست !!

 

و اگر چشممان  باز و گوشمان شنوا باشد!!همه روزه شاهد زمزمه و

تحرکات تلخشان هستیم .

 

  وجود گوشی همراه و حضور کامپیوتر در اتاق خوابها و عدم حضور

والدین در منزل و در دسترس بودن کانالهای جهانی که به اقتضای

جوانی عموما گرایشها به سمت تنوعات و ارضائات نفسانیست ,

بسترها را روز بروز برای سوق داده شدن نسلها بسوی انحطات و

فساد و جسارت و خود بزرگبینی وووو اماده میکند .

 

 

حال با این باور , نیم نگاهی دوباره به ایینه می اندازیم

 

 

وحشت و ناامیدی تمام وجود مانرا فرا میگیرد .

 

 

دقت بچه ها در زندگی روزمره خصوصی و رفتار و گفتارهای عادی

والدین .     تغییر غیر قابل انتظار از تمایلات بچه ها در گذراندن اوقات

بازیهای کودکانه با همسالان خودی و ناخودی, در خفا و حتی در انظار .

 

از ناباوری , بهتر است چشم از ایینه برداریم

 

در افکار خود غرق خواهیم شد . ترس از اینده  , نا امن شدن محیط

به اصطلاح امن خانواده

چه باید کرد ؟ و یا چه میتوان کرد ؟؟

 

و تنها راه  ,

 

یا باید جبرا همراه شد ,

 

و یا به حداقلها چنگ انداخت

 

بهتر است , کمی چشمانمان را بیشتر باز کنیم واطراف را بنگریم

و صداها را بشنویم .

و انچه به عقل خطور میکند . و برای رهایی از ذهن میگذرد

 

بچه های زیر دوران دبستان :

 

چیزی حدود 95 درصد گرایشات تفریحی وتمایلات به انواع
موسیقیها
و هیجانات بازیهای کامیوتریند و والدین را با این
باور غلط که دنیای
تکنولوژیست و بچه هاباید با ان اشنا باشند , در حد
توانمندی اقتصادی
و حتی گرفتن وام و یا شرایط اقساطی , ابزار لازم را
برای به انحراف
کشیدنشان (ناخواسته و ندانسته و با باورهای غلط ,
هرچند که گریزی
از ان نیست) تهیه میکنند .

 

و با اینکار خشت اول گرایشات و علایق و تحریک احساسات نفسانی

فرزند را میگذارند.

 

و ایا میتوان از این خشت گذاری اجتناب کرد ؟؟؟

 

هرچند که بر اثر فشار اقتصادی به خانواده , مادر نیز بجای پرداختن به

تعلیم و تربیت و ایجاد زمینه الگوبرداری فرزندان از والدین , مجبورند که

به نیاز عاطفی فرزند خیانت  و ظلم کرده و تمام وقت مفید خودرا در

خارج از خانه و دور از فرزند و یا فرزندان سپری کنند .

 

و شاید گروهی با تعصب و غرور و لجبازی بگویند که اری ولیکن یا

انان نیز تسلیم توقعات فرزند میشوند و یا تبلیغات و شماتت و یا

راهنمایی اطرافیان  سبب تسلیم , ویا کشیدن حصاری محکم در

اطراف فرزند , که اگثریت قریب به اتفاق همانند فنری تحت فشار

و یا محدودیت جمع شده میمانند که در صورت اولین خلاسی فنر

, دچار جهشی خطرناکتر میشوند !!

 

و شاید که بعضیها براین اعتقادند که انان را در محیط بسته ای تحت

اموزش و تعالیم دینی , مذهبی قرار دهیم ., هرچند که میدانند

انسان ذاتا با غرایظ نفسانی و شهوات قدرت و لذت و خود شیفتگی

پای به این دنیا میگذارند .

 

 

حال با توجه به حضور تقریبا تمام وقت این نونهالان در اغوش خانواده ,

والدین حداقل کاری که میتوانند برای فرزندانشون بکنند که جوهره ان

ریخته و خمیره انان شکل لازمه را گرفته باشد . و چون بخش حداکثری

ان در این دوران بنای ان گذاشته میشود که با توجه به ذات

ناخوداگاهش که قبل از تولد و در ژن او بصورت نرم افزاری برنامه ریزی

شده , به این واقعیت میشود اعتماد کرد که :

 

هرکسی کو باز ماند از اصل خویش

 

                                باز یابد روزگار وصل خویش 

 

و این بازگشت غیر قابل انکار در برهه ای از زندگی  خود را به عرصه

ظهور و حضور خواهد رساند .

 

پایان بخش اول

 

 

و در بخش دوم  دوباره نگاهی به ایینه می اندازیم و دوران دبستان او

و انانرا (بچه و بچه هایمان) به تماشا مینشینیم .

 

و با این تماشا نشستن  لرزه بر اندام مان خواهد افتاد . و به خود

میگوییم :

 

کاشکی اصلا بچه دار نمیشدیم !!!!!!!!!!!!!!!!

 

 
 

 

 

/ 7 نظر / 25 بازدید
محسن

اقا محسن میگه : سلام چهارده ساله در دبیرستان ها تدریس دارم، هر دو گروه را دیده ام، نظرم همان است که گفتم. همان هایی که شما به عنوان فساد نسل امروز گفتید، در درون خود به شدت دیندارند اما با توجه به شرایط موجود به فساد هایی روی آورده اند، اکثریتشان از گناه خود ناراحت هم می شوند، گاهی توبه می کنند، گاهی توبه شکنی. یا علی

بیزن

در ادامه پاسخ به اقا محسن: امیدوارم از کیسه خلیفه بخشیدن و خرج و هزینه کردن را بحساب غلبه برمشکلات ندانید . چون نه تنها ابرو درست نشد که هیچ , چشای ملت نیز کور شد. و در باب وعده حق , پیامبر اسلام و ائمه معصومین , مامور مستقیم و بی واسطه بودند و وعده حق دادند وکسی باورشان نکرد و ان بود داستان زندگیشان . و پدران ما نیز در دوران ان عزیزان از انان حمایت نکردند چون منبر و میکروفون دست قوم بنی امیه بود و بنی عباس که بعد از 70 سال حضور امیه و بنی عباس , تازه مردم پی برده بودند که ان خلافا نا حق را حق جلوه میدادند , و حق همیشه انقدر منزوی و در حد و حصر بود که کسی انان را نمیدید . و علم حقیقت فقط نزد خداست یا علی

محسن

اقا محسن میگه : سلام بخش زیادی از جامعه هم هستند که این امواج شبیخون فرهنگی را جدی گرفته و در این آشفته بازار فرهنگی اعتقادات خود را محکم چسبیده اند. به نظرم اگر روزی نماز و حجاب و دین تقلیدی و ریا کاری داشتیم، امروز هیچ کس را نمی توان یافت که دینداریش تقلیدی و اجباری باشد و این ارزش دارد. درجه و عیار بصیرت جوان انقلابی امروز از دیروزی ها بسیار بیشتر است، اعتقاداتی که در این شرایط رواج ماهواره و فیس بوک و اینترنت و ... حفظ شود حقا بسیار سخت، ارزشمند، و مصداق جهاد اکبر است. و بخش وسیعی از جامعه هم هستند که قلبا دین دارند، اهل زیارت و عبادت و نذر و عزاداری و ... هستند اما در ظاهر شاید خیلی مقید نیستند و ممکن است گناه هم بکنند اما بین این دو در حال رفت و آمدند، محرم و صفر عزاداری می کند، ماه رمضان روزه است، اما پای ماهواره هم هست، خیلی پای بند حجاب نیست، و در جایش غیرت و دین هم دارد. بی دین بی دین یا مقید کامل شاید کم باشد اما می توان گفت بسیاری از مردم بین این دو قشر هستند. یا علی

سیب

سیب میگه : سلام ممنونم از حضورتون در وبم بنده هم خدمت شما تبریک عرض میکنم این مناسبت عزیز رو...والا چی بگم تا حدی حرفهای شما درسته و خیلی ها از بچه تا بزرگ دچار مشکل فرهنگی هستن و این امر غیر قابل انکار هست اما خب فکر نمیکنم تعداد این افراد به هشتاد نود درصد رسیده باشه چه بسا که به همون تعداد آدم که از دین زده میشن و رو به بی بند و باری و...میارن کم نیستن افرادی که دین و اعتقاداتشون رو محکمتر میکنن و از بی دینی بیزار میشن و حتی کم نیستن افراد بی دین و ایمانی که در نتیجه ی همین بی دین و ایمانی دری جز در رحمت خداوند رو با نمیبینن و به سمت خدا میرن چون میبینن که به هر دری زدند بسته بود حتی این در آدمهایی که غرق شهوت و نیازهای حیوانی هم میشن دیده میشه پس هنوز خیلی زوده بگیم هشتاد نود درصد افراد به این بلا دچار شدن مطلب قابل تاملی هست و بنده هم خیلی بضاعت فکری ندارم که بخوام در موردش بگم و سرتون رو درد بیارم...در پناه خداوند باشید یا حق...

محسن

محسن معتقده و میگه : سلام در ضمن مطلب شما بسیار یک طرفه است و عمدا بخشی از جامعه را هم سانسور کرده اید. یا علی

محسن

و دوباره میگه : سلام مشکل اینه که والدین در مورد کبریت و قیچی و مریضی و ... حساس هستند و وقت و هزینه و آموزش و کنترل دارند اما در مورد موبایل و تلویزیون و ماهواره و ... اصلا بی خیالند. اگر بچه ها با هم بازی خود و با نظارت والدین مشغول بازی باشند هم جسم آنها پرورش می یابد و هم وقت خواب با خستگی بدنی و آرامش روحی، راحت می خوابند، اما وقتی اوقات شان را با رایانه و تلویزیون و ... می گذرانند با هزار هیجان و نقش صحنه های محرک و خشن و ... با کوفتگی جسمی و تشویش ذهنی به رختخواب می روند و در خواب هم ادامه تصاویر را در ذهن دارند و نتیجه اینکه خواب راحت هم ندارند. یاعلی

شکیب

سلام بیژن خان. خوبید ؟ ممنون ک اومدید.این پستی ک برام گذاشتید رو متاسفانه وقت نکردم بخونم. ولی در اولین فرصت میام و میخونمش. چون احساس میکنم متن نیاز ب تفکر داره. الان فقط عرض ادب قصدمون بود.