یارانه

 

 

 یارانه , سریالی تلخ و شیرین

با نگاهی دوباره به حذف یارا نه به اصطلاح  x میلیون نفر مرفعین جامعه ,

راهی برای فرار از بحران و نجات حکومت است یا کمکهای بیشتر به نیازمندان واقعی ؟؟

بنا بر مصوبه‌های اخیر مجلس شورای اسلامی و مبانی قانونی، یارانه اقشار مرفه به‌زودی حذف خواهد شد.

القصه :

پدری با داشتن چندین فرزند قد و نیم قد و تمام قد دار فانی را وداع گفته و پس از مراسم ختم , خانواده با توفیق اجباری سرپرستی مال و اموال (ماترک یا ارثیه) اعضاء خانواده را به احدی که مدعی مدیریت ان بود میسپارند تا در زیر سایه مدیریت شایسته ایشان زندگی کنند .

روز به روز , ماه به ماه , سال بسال ,گذشت . متولی , قیم یا ولی بر ماترک و سرنوشت اعضایی که اکنون افزون  و بزرگ شده بود احاطه یافته و انچنان چنبره میزند و برایشان قانونی برای حفظ منافع و ادامه روند عقاید خود وضع میکند که جمعیت تحت سلطه وی ارزو میکنند که ایکاش پدر نمیمرد و یا حقوقشان از ماترک از روز اول مشخص میشد .

اری , این قیم یا قیم مآب با توجه به اینکه ایجاد کار نمیکرد و زمینه فراهم نبود , عضوی از خانواده حق بیکاری نداشت . و اگر بیکار بود , میباست یا از کرسنگی بمیرد و یا از دیوار مردم بالا رود و یا ابرو بفروشد و یکعمر در فقر و حسرت بماند و ان پدر خوانده خم به ابرو نیاورد .

این پدر خوانده نان و امکانات اولیه مفت به اعضاء نداده و هر کسی باید صبح از خانه برون رود و ظهر به خانه امده و در ازای پرداخت مبلغی نهار بخورد و هزینه رفت و روب و محل خواب و مسکن و شستشو دهد و اخر هر ماه هم مبلغی برای شارژ (مالیات) پرداخت  نماید که این پدر خوانده جاهایی که صلاح میداند هزینه کند.

و این قیم مآب , اشخاصی را برای پیشبرد اهداف خویش به کار میگمارد که از حاصل دسترنج اعضاء خانواده ارتزاق و بله قربانگوی او (پدر ملت) باشد . و در صورت هر گونه تخطی از وظایفش و یا در حمایت از زیر مجموعه و حقوق حقه , جلوی رئیس یا روسای خود بایستد و یا برایشان مشکل تراشی کند , دمش را قیچی میکند .

اعضاء خانواده بدون اذن متولی , ولی یا والی یا باغبان , حق کندن سیبی از باغ پدری را نداشته و باید به نرخ روز(منابع ملی با نرخی که به غیره فروخته میشود) مبلغ انر بپردازد . نه از سود سالیانه اینهمه میراث (دفائن و ذخایر و معادن) خبری هست و نه تسهیلات و یا امتیاز خویشاوندی یا سهامداری حد اقلی برایشان.

و او ( ولی یا والی و یا قیم و یا پدر خوانده و یا هر نام دیگر) همچنان در ساز خود میدمد .

و

در دلم طوفان غم برپاست امشب                                   

                             پر تلاتم , پر خروش در سینه ام امشب

همچو طوفان یمانها می خروشد                               

                            میخورد امواج بر دیواره ها , امها شد امشب

(( اعتراضها به دربهای بسته خورده و پودر شده و محو میشود))

موجهای غول پیکر , سهمگین                                            

                           بر کران ماسه ای غلطانست امشب

و(( و ان موجهای بزرگ براحتی و بی اثر روی ماسها غلط میخورد و از بین میرود))

ماسه های تشنه ار اب ,           هرچه من می کوبم بر او                 

                            برایش بی اثر ,      سیراب است امشب

((و این والی همیشه تشنه با اینهمه بردن و خوردن و هزینه کردنها , سیراب نمیشود))

هر چه امواجم بزرگتر ,       سخره ها ثابت و من غلطا نم امشب

ماسه ها و سخره ها پیروز ,              و من مغلوبم امشب

ه(( هرچه بشتر داد از فقر و حق میزنیم , انان به نیت خود ثابت و ما همچنان درمانده

و انان همیشه پیروزند و ما مغلوب))

هرچه فریادم بلندتر ,    دیگران کر تر شدند امشب            

                            گر که لالیم , دیگران لب خوان نیند امشب

((ایا صدایمانرا نمیشنوند؟ شاید که ما لالیم و انها لب خوانی نمیدانند ))

بی اثر فریادمان بر دیگران                                             

                            ان کسان با هنگ خود رقصانند امشب

((و دیگه حرفهامون روی کسی اثر نداره و هر کسی ساز خودشو میزنه))

و وقتیکه همه خودشونو عاقلتر میدونن و حرفامون براشون تکراریه

باز دلم غم دارد امشب ،،

                          غم به غم , غم در غمو , غمگینم امشب

نه به هر کس ,            بر کسم غمگینم امشب

(( من از بیگانگان هرگزننالم که با من هرچه کرد این اشنا کرد))

حرف من ,     داد من ,        فریاد من باز پوچ است امشب

                 امشبم همچون شبای هر شب است امشب

شد خفه فریاد من از درد امشب                      

              پس چرا نیست دکتری بهر مداوای مرض امشب

پس چرا گوشی بدهکار نیست به حرفهایم ؟

پس چرا گویند فریادم تظاهر ,   درد من هم ظاهریست امشب؟

پس چطور شد که همه عاقل و من دیوانه و نادانم امشب

پس چرا هرکس بهر طوری بخواهد , ساز زند امشب

پس چرا خود را بحق , ناحقم امشب  

       ما چقدر پس مانده ایم و دیگران پیشتازن امشب

اول راهند همه ان راهی که ما رفته ایم

                  او هنوز گندم ندیده , ماعلک اویخته ایم

ما که کاشتیمو درو کردیمو انان در نشایش مانده اند

ما که خود نان پخته ایمو ان کسان هم خورده اند امشب

ما که بارها پر بریختیمو کسانم تا هنوز پرواز نمیدانند

پس چه شد ,    خود پخته و ما خامیم هر شب؟

پس چرا خود را ز نسل روز ,     و ما واپس شدیم امشب؟

پس چرا و از چه راه و در چه راهها این چرا چاره کنیم امشب؟

 

همه دورو بری هایم شدند دکتر , منم بیمارشان امشب

ندارنم چاره ای جز بستن دهانم امشب

اه : چه گویم , بر که گویم . همه چیز برماست امشب

عاقبت با چشمو دست بسته شدیم بیمارشان امشب

(( عاقبت هر کس دوائی معرفی و نسخه ای پیچیده امشب))

(( اه و اه و , یکصد افسوس و هزار افسوس , نمیدانم شدم دیوانه یا که دیگران احمق شدن امشب))

چطور شد مبتدی در این کلاس استاد است امشب ؟              

                                         این رهه نا رفته را اگاهند هرشب

درس هیچ نا خوانده را استادن هرشب؟                    

                              درس ما هر بار غلط , تصحیح گرند امشب

خدایا :      پس چه شد اموخته هایم شد خطا امشب

          شدم دیوانه و احمق به حرف این کسان امشب   

              (( شدم احمق و یک دیوانه دیوانگان امشب))

                                                                       ((از شعروورای نویسنده))

و اما در باب یارانه

اول اینکه یارانه دادن و یا یاری رساندن به اعضاء خانواده وظیفه پدر است و هر کدام از اعضاء خانواده نسبت به وسع و استعداد و توانایی از ان بهره مند میشوند. و حذف یارانه و عدم یاری رساندن به خانوده به بهانه تقسیم عادلانه , برای پدر خانواده فراریست به جلو و هدف چاق شدن بیشتر و عدم وابستگی به در امدهای دیگر(نفتی) است .

اگر بهانه حذف یارانه ها تقسیم عادلانه است , که نیست . بنابراین باید بصورت مساوی بین اعضاء تقسیم شود و لازم نکرده که کسی برای حق و حقوق دیگران تصمیم بگیرد که چگونه مصرفش کند .

چون این حق از حقوق ذیحق است و ذیحق مالک ان . و در حد متعارف مختار است که هر جاییکه صلاح بداند هزینه اش کند . و به عبارتی دیگر , ادم زنده وکیل و وصی نمیخواد .

دوم اینکه اقشار مرفع را ان نمایندگان چگونه ارزیابی کرده اند که باید تاوان سوء مدیریت و برنامه ریزی پدر ملت و وکلای مجلس  را بدهند ؟

ایا اگر کسی یک خونه و ماشین داشته باشه و 500 تومان حقوق یا در امد , ایا باید نسبت به انها سیاست رابین هودی در پیش گرفت و هزینه هایشان را انقدر با حذف یارانه بالا برد تا زیر بار سنگین ان کمر خم کنند تا دولت بداند که...... ؟؟

ایا اقشار مرفه مگر از راه دزدی , چپاول و غارت اموال مردم یا از دیوار دیگران بالا رفته اند که باید از حقوقشان سوء استفاده شود ؟؟

ایا ایجاد رفاه در یک زندگی نشان از توانمندی فکری و جسمی و تلاش و زحمت فراوان و مدیریت صحیح و موفق در درامد و هزینه نیست ؟؟

ایا فکر میکنید که همه افراد مرفه ( هرچند که فعلا کسی احساس رفاه نمیکند و هر روزه دقدقه هایی در حفظ و رشد سرمایه و امکانات معیشتیش را دارند) ارثیه پدری نصیبشان شده و یا مثل تعدادی وابسته به کانونهای قدرت و از رانت استفاده کرده اند ؟

ایا پدری حق ندارد که برای اتیه فرزندش و امنیت و اسایش خودش در زمان پیری درامدی مستمر ایجاد کند ؟

اگر کارمندی دو یا سه شیفت کار کرده تا رفاه مناسبتری برای خانواده ایجاد کند , جزء افراد مرفه می انگاریدش ؟

بهر حال و طی هر شرایطی : هر کسی هر طوری که فکر میکند زندگی میکند . و قرار نیست که همه در یک سطح باشند و تفاوت سطح توقع و زندگی لازمه بقاء و پیشرفت و تکامل است . و این از حکمتهای الهیست . که اگر خداوند مصلحت میدانست همه را در یک سطح می افرید , و انوقت بود که مخلوق همان روزهای اول میمردند . چون نه کسی حاضر بود کندم بکارد و نه نانوایی جلوی اتش بایستد و برای خود و دیگران نان بپزد .

واین فریاد به ظاهر حقوق مساوی برای ملت و توذیع عادلانه درامد ملی بین همه اقشار ملت و مصرف عادلانه , همه و همه بهانه ای است برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خانواده و و یکه تازی پدرملت در عرصه های مختلف . بدلیل اینکه

الف – ایرانیان صرفه جو گرند و از اصراف پرهیز دارند و هیچ سرمایه داری , بجر در موارد و مواقع خاص یا برای تنوع لحظه هایی کوتاه , چلچراق روشن نمیکند و اگر هم این اتفاق بیفتد , فقط در یک سالن خواهد بود . و اگر انقدر احمق و اصرافگر بودند , هرگز سرمایه دار نمیشد .

ب - همه افراد از غنی و ضعیف به یک اندازه اب مینوشند و در مواقع ضرورت دوش میگیرند و هیچ ادم عاقلی بدون دلیل اب به هدر نمیدهد . مگر افرادی جاهل و نادان و یا بصورت اتفاقی . و ان بهانه شستن اتومبیل و یا اب دادن به باغچه بهانه است برای اجرای حذف یارانه .

ج - انکه فرضا چند اتومبیل در حیاطش پارک است , هیچگاه همه را با هم سوار نمیشود و اعضاء خانواده انفرادی هر کدام با یک اتومبیل به مسافرت نمیروند و روزانه صبح سر کار رفته و بعد از ظهر برمیگردند و احیانا شبی یا هرشب به مهمانی رفته و برمیگردند. یعنی اگر چندین اتومبیل هم داشته باشند, طریقه استفاده صحیح از انرا نیز بلدند . که اگر نبودند , ان امکانات برایشان مهیا نمیشد . مگر برای افرادی نادر که به نسبت جمعیت به قیاس نمی ایند .

د – در مصرف گاز نیز زیر یک دیگ 60 تا اجاق روشن نمیکنند و در مصرف سیستم گرمایشی نیز هر کسی به اندازه وسع و ظرفیت لازمه اش استفاده میکند و انچنان تفاوتی نیست که مسئولان دلشان بحال ان روستائیان بدون گاز بسوزد !!! و این دلسوزی ایشان نیز بهانه ایست برای تحمیل فشار به همه اقشار .

این دولت و حکومت کریمه سالیانه همه در امدهای ملی از ذخایر و معادن و دفائن که تعلق صد در صدی به ملت دارد و ماترک گذشتگانشان است و باید در منافع ان شریک باشند , را صرف همه هزینه های جاری و عمومی خود نموده و قیم مآبانه برای ان برنامه ریزی میکنند . چرا از این باب حقوق ملت را در نظر نمیگیرند؟ ( مدرسه و بیمارستان و جاده بهانه نشود که جوابی در خور ان نیز هست)

س – جالب اینجاست که یارانه فاضلاب خانگی را نیز حذف کردند . !! انگار اقشار مرفع چون بیشتر دفع فضولات دارند , باید حقوق ان افراد کم در امد نیز از این باب حفظ شود !!

و ده ها موارد دیگر که در حوصله نمیگنجد .

و بدانند انانیکه از مال و حق مردم به نارضایتی بین دیگران توذیع میکنند , مدیون انان و هفت پشتشان خواهند بود

و هرکه از حق دیگری نانی برسفره خویش میبرد , بر انان حرام است و این لقمه حرام در گلو گیر کرده و یا بصورتی حادتر پس داده میشود .

و ختم کلام اینکه هرگونه دخل و تصرف در پرداخت این یارانه که در واقع قطره ای از دریای حقوق حقه ملت است , بمنزله خیانت در امانت است .

 

بگذارید انانکه نیازمندند و یا در سطح پایین درامدی هستند هر جور که میخواهند فکر کنند
لیکن سرک کشیدن در زندگی خصوصی دیگران , امنیت اقتصادی ملت و جامعه را زیر سوال برده و به نوعی فضولی در نحوه و چگونگی زندگی دیگران است و از نظر حقوقی تجاوز تلقی میشود .
ایا حتی در جامعه منفور کمونیستی دست به این اقدامات میزنند که حکومت و حاکمیت ما بدان متوسل شده

/ 0 نظر / 18 بازدید