انتظار از منظری دیگر

1ز قرین 1200 سال پیش و یعنی بعد از غیبت اقا (ع) بعضیها فقط در انتظار او دست وپا و بر سر و سینه میزدند و به درگاه الهی برای نجات خود دعای ظهور میکردند .

و در طول تمام ان سالها هر روز نیز با طراوت تر از روز قبل و احساسی نو در ظهور ان ناجی اسمانی بودند هستند , انچنانکه گویی پشت در ایستاده و حتما وارد میشود ، و او نیامد .

شاید که فی الواقع زمینه لازمه را فراهم نکردیم و بدون تهیه مایحتاج لازمه فقط انتظار میکشیم .

و او به علم و حکمت و مشیت الهی رفت و به اذن و حکمت و مشیت او نیز خواهد امد .

بعضا فکر میکنند که از همان اعوان غیبت مسلیمن در انتظار ظهور و نجات بودند

و قافل از اینکه او در بدترین و دشوارترین وظعیت ظلم و ستم و حد و حصر غیبت فرمودند و اگر اراده بر همین نجاتی که ما فکر میکنیم بوده باشد  , همان سال غیبت (پس از نماز گزاردن بر پدر) مناسبترین زمان بود .

فلذا امروزه این کره خاکی با 7 میلیارد جمعیت با ارامشی نسبی در حال ادامه حیاتند و شاید فقط یکی دو میلیون , نه , 10 یا صد میلیون همچون ما ناراضی و بفکر ظلم ستیزی خیالی هستیم و برای خود دشمن فرضی تصور و در جدال ذهنی با او و انها بر می اییم و درجا میزنیم .

و در این گذار اگر دیگران در تکامل این جهان قدمی بر نمیداشتند و انگیزه ایجاد نمیکردند و منتظرانی چون من ، از ماندن و درجا زدن و انتظار کشیدن ..... میشدیم .

و نیامدیم که بمانیم

امدیم که بسازیم و برویم

رسالتمان را به انجام رسانیم و برویم

و خلیفه خالق روی زمین ،

 و نه کره خر بدنیا بیایم و خر از دنیا بروم

بیایید بجای سروسینه زدن صبح تا شام در مدح او شعر گفتن و خواندن .

 به اطراف خود بنگریم و دقت کنیم که امروزمان همچون دیروز سپری نشود .

تا کی منتظربمانیم و تحملات کنیم تا یکی (قهرمان) بیاید و ما را نجات دهد . چرا از خود و اطرافیان شروع نکنیم و زمینه ظهور را فراهم .

و گذشتگان ما نیز همچنانکه از مدح و ثنا و قصیده ها و دعا ها پیداست  بدتر از امروزمان نیز نبودند .

و انکسان که هزار سال پیش همین قصه های تکراریمان را تکرار کردند , اتفاقی نیفتاد و شاید صدها قرن دیگر اتفاق نیفتد .

بیایید در تکامل این جهان قدمی ثمر بخش برداریم .

                           اللهم عجل لولیک الفرج

/ 24 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحرگاهان

عقلم از خانه بدر رفت و گر نه اینست دیدم از پیش که در خانۀ دینم چه شود فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی که چشمها همه کورست و گوشها همه کر شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی مردی از خویش برون آید و کاری بکند حافظ سخن در پرده می گویم زخود چون غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی حافظ سرشک گوشه گیران را چو در یابند دُرّ یابند رُخ مهر از سحر خیزان نگردانند اگر دانند حافظ رازی است مرا ، راز گشائی خواهم دردی است به جانم و دوائی خواهم گر طور ندیدم و نخواهم دیدن در طور دل از تو دوائی خواهم گر صوفی صافی نشدم در ره عشق از همّت پیر ره ، صفایی خواهم گر دوست وفایی نکند بر درویش با جان و دلم از و جفائی خواهم بردار حجاب از رُخ ای دلبر حُسن در ظلمت شب راهنمائی خواهم از خویش بُرون شو ای فرو رفته به خود من ، عاشق از خویش رهایی خواهم دَر جان منی و می نیابم رُخ تو در کنز عیان ، کنز خفائی خواهم این دفتر عشق را ببند ای درویش من غرقم و دستِ ناخدائی خواهم روح الله خمینی

سحرگاهان

زنهار تا توانی اهل نظر میازار دنیا وفا ندارد ای یار برگزیده به خدایی که تویی بندۀ بگزیدۀ او که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی امید خواجگی ام بود بندگی تو کردم هوای سلطنتم بود خدمت تو گزیدم جام میگیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی از خلق جهان پاک دلی بگزینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم حافظ

سحرگاهان

تو دستگیر شو ای پیک پی خجسته که من پیاده می روم و همرهان سوارانند قوت بازو و پرهیز به خوبان مفروش که در این ملک حصاری بسواری گیرند حافظ

سحرگاهان

سلطان وجود روی بنمود در صورت مردم سپاهی سیّد بگرفت جمله عالم بنشست به تخت دل چو شاهی شاه نعمت الله ولی افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن مقدمش یارب مبارک باد بر سرو و چمن خوش بجای خویشتن بود این نشست خسروی تا نشیند هر کسی اکنون بجای خویشتن خاتم جم را اشارت ده بحسن خاتمت کاسم اعظم ازو کرد کوتاه دست اهرمن تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش هر نفس با بوی رحمت می دهد باد یمن شوکت پور پشنگ و تیغ علم گیر او در همه شهنامه ها شد داستان انجمن خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر ران شهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن جویبار ملک را آب روان شمشیر تست تو درخت عدل بنشان بیخ بدکاران بکن بعد ازین نشکفت اگر با نکهت خلق خوشت خیزد از صحرای ایرج نافۀ مشک ختن مشورت با عقل کردم گفت حافظ باده نوش ساقیا می ده به قول مستشار موتمن ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار تا از آن جام زر افشان جرعه ای بخشد بمن حافظ

سحرگاهان

- امام صادق (ع) فرمود : هنگامی که حضرت قائم (ع) قیام فرمایند مردم را بسوی "اسلام جدید" دعوت خواهند کرد و مردم را به سوی امری و راهی هدایت خواهد کرد که حجابها روی آن افتاده و اکثر مردم از آن گمراه گشته و در بیراهه بوده اند. ( اعلام الوری ) -امام صادق (ع) فرمود : قائم (ع) در پیکارش می بیند آنچه را که رسول خدا (ص) ندید همانا رسول خدا (ص) در حالی به سوی آنان آمد که بتهای سنگی و چوبهای تراشیده را می پرستیدند ولی قائم (ع)- علیه او خروج میکنند- و کتاب خدا را علیه او تاویل می کنند وبه استناد آن تاویل با او می جنگند. (بحار ،ج 52 ، ص 363 )

سحرگاهان

ما به تمام مردم دنیا میگوییم هفت مرز را برسمیّت نمی شناسیم که عبارتند از : 1- مرزهای جغرافیایی 2- مرزهای سیاسی 3- مرزهای اقتصادی 4- مرزهای نظامی 5- مرزهای فرهنگی 6- مرزهای دینی 7- مرزهای مذهبی . ولاغیر ما در دولت عشق به همۀ مردم دنیا چه کار بکنند و چه کارنکنند حقوق یکسان میدهیم و آن را تا سه برابر قابل افزایش میدانیم و به همۀ مردم دنیا کار خواهیم داد و اگر کار به اندازۀ همۀ مردم دنیا موجود نباشد کار را جیره بندی خواهیم کرد.ولاغیر ما در دولت عشق راندمان کاری مردم دنیا و میزان علم و دانش و میزان صالح بودن آنها را اندازه گیری میکنیم و سپس مردم دنیا را به دو دسته تقسیم میکنیم خوبان و بدان. ولاغیر خوبان را پاداش نیک میدهیم و بهشت فانی و باقی را جایگاه آنان قرار میدهیم. ولاغیر بدان را جزای بد میدهیم و جهنّم فانی و باقی را جایگاه آنان قرار میدهیم. ولاغیر تنها راه پیشگیری از تورم در اقتصاد جهان دادن حقوق مساوی به همۀ مردم جهان و از بین بُردن نظام سرمایه داری و سیستم نظامی گری و حذف هزینه های نظامی جهان و رونق و گسترش کشاورزی در جهان است .

سحرگاهان

زمین و آسمان ملک خداوند است و انسانها فقط حق زندگی در ملک خداوند دارند نه مالکیّت آن . ولاغیر مالکیّت بر ملک خداوند از سوی بشر یعنی شرک بر خداوند. تا روح بشر به چنگ زر، زندانی ست شاگردی مرگ پیشه‌ای انسانی است جان از ته دل،‌ طالب مرگ است... دریغ در هیچ کجا ‌برای مردن جا نیست؟ کارو ولاغیر *** در نظام سرمایه داری سرمایه داران یا دُزد هستند یا دُزد زاده کارگران یا بیشعور هستند یا بیشعور زاده "در دولت مهدی موعود" حکومت از آنِ صالحان خداپرست است ولاغیر سرمایه دار واقعی جهان خداوند است و خلایق جهان کارگران او ولاغیر جهان سرمایه داری دنیا را بسمت برده داری پیش میبرد. ملّتهای دنیا ، اگر نمی خواهید بردۀ سرمایه داران شوید، به پا خیزید و نظام سر مایه داری را در جهان نابود کنید. ولاغیر *** در دولت عشق (مهدی موعود) دفاتر ازدواج و طلاق و دفاتر اسناد مالکیت و بانکها به آتش کشیده خواهند شد . و دادگاه های قضایی تعطیل خواهند شد و فقط نهاد شورای حل اختلاف بر اساس قوانین جدید خداوند که توسط حضرت مهدی به ملّت

سحرگاهان

پنج روز باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش سخن در پرده می گویم زخود چون غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی وقت عیش و موسم شادی وهنگام شباب پنج روزی ایّام عشرت را غنیمت هلا وقت عیش و موسم شادی وایّام گل است پنج روز ایّام عشرت را غنیمت دان دلا حافظ وفا نمی کند ایّام سست مهر این پنج روز عمر بیا تا قضا کنیم برین تخت فیروزه فیروز کیست درین پنج روزه بهروز کیست پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی که زمان اینهمه نیست دور مجنون گذشت ُ نوبت ماست هر کسی پنج روز نوبت اوست مجنون و مجنونیان در طول پنج روز حکومت خود بر جهان دنیا را به خاک و خون کشیدند. حالا پنج روز آینده جهان نوبت حکومت لیلی ولیلی یان خواهد بود تا ببینیم آنها چگونه بر جهان حکومت خواهند کرد ؟ پنج روز + پنج روز = ده روز ده روز مهر گردون افسانه ای است افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا این مدت عمر چو گل ده روزیست خندان لب و تازه روی می باید شد حافظ بستدند آن صنمان خط عبور از دیوان تا زمین سبز ش

سامره نوشت

هم عقیده ایم

علی

عالیست